افغانستان؛ بحران هویت دینی و ملی

با ادامه ناآرامی ها و حملات انتحاری و سائر اعمال خشونت آمیز غیر انسانی که به ناحق به اسلام ارتباط داده میشود، زیر سوال بردن عقاید و ارزشهای اسلامی در شبکه های اجتماعی به یک امر عادی تبدیل شده است و درین راستا هیچ نوع خط سرخی شناخته نمیشود. بدینگونه نه تنها هویت اسلامی افغانستان به تدریج زیر سوال میرود و شگاف و فاصله میان افغانستان و جهان اسلام عمیق تر میشود، بلکه ملت افغانستان با خود نیز درگیر جدال داخلی فرسایشی شده است.

حتی در لیبرال ترین کشور دنیا نیز خطوط سرخ وجود دارد که نباید از آن عبور کرد، و سخن گفتن و یا انجام یک عمل نباید ازین مرزها عبور کند و ارزشها را زیر سوال ببرد. دیموکراسی به معنای تعرض به احساسات؛ ارزشها و عقاید دیگران نیست.. کسانی که خویشتن را سیکولار، لیبرال و یا دیموکرات میپندارند، باید حد اقل به ارزشهای دیموکراتیک پایبند باشند و عقاید دیگران دست اندازی نکنند.

برای قرنهای متمادی، مسلمانان پیشرفته ترین ملتهای جهان بودند، در حالیکه اروپا در “قرون وسطی” وحشی بسر میبرد. بعد از استعمار کشورهای اسلامی از قرن شانزدهم، مسلمانان از کاروان تمدن عقب افتادند. این در حالیست که همه اعتقاد دارند که اسلام همچنان دین بین المللی است که به مسائل روزمره سروکار دارد.

دین یهودیت مخصوص یک قوم است با قوانین بس سختگیرانه، و مسیحیت قوانین بسیار آسان دارد و معمولا مردم فقط در روزهای یکشنبه به کلیساها برای عبادت مراجعه میکنند. به استثنای اینکه درین دین “رهبانیت” وجود دارد که در آن رهبانها ازدواج نمیکنند و مشکل همجنسگرایی در آن شیوع یافته است. ادیان دیگر، مثل هندویزم نه تنها دین محلی است بلکه در آن تبعیض طبقاتی وجود دارد. در دین بودایی رهبانیت و “مکافات” با سوزاندن با آتش وجود دارد. شما در انترنیت دیده میتوانید که بعضی رهبانهای جوان را قربانی میکنند و زنده زنده در آتش میسوزانند.

آنچه که اسلام مدعی است اینست که این دین، دین فطرت است یعنی مطابق به غریزه و فطرت انسانی است و میتواند بین المللی باشد. دائره حلال بسیار وسیع است و دائره حرام بسیار محدود. حتی برخی چیزهای را که قبلا در میان عربها متداول بوده به تدریج از میان برده است. مثلا خورد الکل؛ برده داری، سود خوری و ..

البته اسلام از حریم خویش دفاع میکند در حالیکه به حریم دیگران احترام میگذارد. برای قرنهای متمادی یهودیان، مسیحیان، زردشتیان و سائر ادیان در سایه این دین زندگی کردند و همزیستی مسالمت آمیز داشتند. حق دفاع از هویت اسلامی یا جهاد فی سبیل الله تحت شرایط خاص حق مسلم هر کشور اسلامی است.

ارتکاب جرائم ضد بشری مخصوص یک نژاد و یا دین نیست. جنگهای اول و دوم جهانی از طرف مسلمانان رهبری نشد، بمب اتم و سلاح های شیمیایی را مسلمانان نساختند… بنابرین درهر مورد نمیتوان اسلام ومسلمانان را مسئول و سرزنش کرد.

کشور فقیر

از طرف دیگر، با تصمیم دولت افغانستان برای درج واژه “افغان” در تذکره های الیکترونکی، موج اعتراض علیه این واژه و زیر سوال بردن وحدت و هویت افغانی زیر سوال رفته است. امروز بیش از هر زمان دیگری، اقوام مختلف افغانستان در شبکه های اجتماعی در مقابل هم قرار داده شده اند.

افغانستان حتی با همین جغرافیه هم کشور فقیر  بوده و پاسخگویی نیازهای اقتصادی این ملت نیست چه رسد به اینکه افغانستان تجزیه شود و به چند کشورخورد و ریزه و محتاج تبدیل شود. قریب به ۹۰ فیصد جغرافیای کنونی افغانستان را کوهها تشکیل میدهد. ۱۰ فیصد خاک افغانستان زمپینهای هموار است که بیش از نیمی از آنها دشت های خشک و بیابانی است که به آب شیرین برای کشت و کار دسترسی ندارد.

حتی اگر ثروت عادلانه هم توزیع شود؛ بازهم زندگی مردم در مرز خط فقر باقی خواهد ماند.

با تمام این آمارها، افغانستان ملیونر و ملیاردر دارد، و منابع کمیاب این کشور یا مورد استفاده قرار نمیگیرد، و یا از طرف برخی غارت میشود و منابع آب جاری کشور بصورت مجانی به کشورهای همسایه سرازیر میشود. این بدان معنی است که منابع مالی افغانستان از حد اقل عدالت برخوردار نیست. عدم توزیع عادلانه به معنای فقر بسیاری از مردم این سرزمین است که منجر به ادامه بحران و جنگ میشود.

میتوان نتیجه گیری کرد که شگاف افغانستان با جهان اسلام از یکطرف، و فاصله میان اقوام مختلف افغان یک پروژه علیه این ملت است و دامن زدن به اختلافات داخلی فقط منجر به ادامه جنگ و بدبختی و ادامه غارت شدن منابع این مملکت میشود.

ارسال دیدگاه