مدارس دینی افغانستان؛ مهد پرورش تروریزم؟

قسمت اول:

افغانستان سرزمینی است که در یک چهارراه استراتیژیک در قلب آسیا و در مرز فرهنگ های بزرگ کهن شرق قرار گرفته بوده و از آیین های کشورهای همسایه همچون هندویزم، بودایی، کنفوشیسم و زردشتی متاثر بوده است.

جهانگشایان که در صدد تسخیر سرزمین های غنی هندوستان و یا شرق آسیا بودند به ناچار از خاک افغانستان گذر میکردند. مردمان این سرزمین به قناعت و اعتقاد خویش به ادیان مختلف لبیک میگفتند و یا نمپذیرفتند، اما همواره در کنار هم در صلح و صفا زندگی میکردند. آثار ادیان قبل از اسلام همانند بت نابوده شده بومیان، معابد هندوها در گوشه و کنار افغانستان، معابد زردشتی و غیره باقی مانده است که مبنای بر صدق این مدعا است.

هنگامی که مردم افغانستان به اسلام گرویدند، در پیشرفت تمدن و علوم اسلامی سهم بسزای گرفتند بطوریکه مشهورترین علمای اسلام، اطباء، مهندسین، منجمین و شعراء ازین خطه سرزمین سربلند کردند. همه و همه این واقعیتهای تاریخی به لطف همدیگر پذیری و سطح بلند دانش مردمان این سرزمین میسر شده بود. پس چه شد که این ملت به تعصب مذهبی و نژادی روی آورد؟ چرا علمای دینی افغانستان که همواره نقش مثبت داشتند امروزه آن رونق گذشته را ندارند؟

علیرغم اینکه افغانستان همواره شاهد هجوم جهانگشایان بود که با ارتش و دین جدید به این سرزمین یورش میاوردند، افغانستان منحیث معبر شاهراه ابریشم همواره پذیرای تجار از کشورهای مختلف جنوب، شرق آسیا و اروپا بود.

اما برخی وقایع تاریخی همانند لشکرکشی نظامی مغولها که افغانستان را با خاک یکسان کرد صفحه جدیدی را در تاریخ این مرز و بوم رقم زد. این هولوکاست تاریخی مصادف شد با کشمکش امپراطوری عثمانی با غرب که منجر به اکتشاف راه های بحری و بی رونق شدن مسیر شاهراه ابریشم شد. این امر سبب محروم شدن اقصادی افغانستان از ترانزیت شاهراه ابریشم  و در نتیجه رفت آمد تجار بین المللی ازین مسیر قطع و رونق تجارتی این سرزمین قطع گردید.

جای این تجار را اما متجاوزینی گرفتند که نه بقصد تجارت بلکه به نیت اشغال و تحمیل مذهب علیه ملت افغانستان داشتند. اولین یورش مذهبی ازین نوع توسط صفویان ایران صورت گرفت. در واکنش به اقدام صفویان، برای اولین بار شاه جوان افغان میرویس هوتک فتوای علمای حجاز را برای جهاد علیه صفویان دریافت کرد. افغانها نه تنها صفویان را از سرزمین افغانستان راندند بلکه حکومت صفویان ایران را نیز سقوط دادند. برای اولین بار قضیه دین بحیث یک حربه علیه متجاوزین مورد استفاده قرار گرفت وسپس رواج فزاینده یافت.

مداخله بیگانگان از قرن هفدهم بدینسو از طرف مغولان هند و سپس انگلیسها، اتحاد جماهیر شوروی و امروزه از طرف کشورهای همسایه همچنان ادامه یافته است و شمشیر بنام جهاد و دین در جنگ علیه آنها همیشه کارآمد موثر داشته است.

بطور مثال، به دنبال یورش اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ جواز جهاد علیه اشغال افغانستان از طرف علما صادر شد و دفاع مردم منجر به عقب نشینی اتحاد جماهیر شوروی و فروپاشی وی شد. اما این جهاد جز اخراج روسها برای ملت افغانستان به دلیل دانش پایین ملت ثمره دربر نداشت. به همین گونه جنگ طالبان تحت نام جهاد؛ علیه منافع اسلامی و ملی ملت افغانستان است.

در نتیجه مفکوره بیگانه ستیزی، چه ادیان و مذاهب و چه اشخاص و افراد، در افغانستان بصورت فزاینده رواج پیدا کرد که به استثنای برخی از مقاطع تاریخ، تا امروز ادامه یافته است. در مقابل، مردم در اعتقاد به دین اسلام، مذهب حنفی (امام ابوحنیفه رحمة الله علیه مشهور به امام اعظم) به شدت تعصب نشان دادند که تا به امروز ادامه دارد.

فقر اقتصادی و بی ثباتی سیاسی

با بی ثباتی سیاسی و فقر اقتصادی بعد از بسته شدن راه های ترانزیتی شاهراه ابریشم، بدیهی بود که توجه کمتری به مدارس و علمای دین صورت گیرد. این در حالی بود که افغانستان همانطور که جامعه شناسان منجمله نظریه پرداز مشهور مسلمان “ابن خلدون” اعتقاد دارند، ملتهای فقیرتر معمولا مذهبی تر اما خشن تر هستند. در نتیجه مدارس دینی که روزگاری نقش دانشگاه های جهان اسلام را تشکیل میدادند کم کم از رونق افتادند و علمای دین به محروم ترین اقشتار جامعه تبدیل شدند. مدارس نه تنها پیشرفت نکردند بلکه نصاب تعلیمی آنها را کتابهای تشکیل میدادند که قرنها سال قبل توسط علمای گذشته تالیف شده است. در کنار این مدارس، بسا اشخاص دیگر از روی ناچاری اقتصادی و اجتماعی در مساجد موذن و ملا امام میشدند و سپس بدون اینکه حد اقل شروط یک عالم دین را فراگیرند به تبلیغ دین میپردازند و معمولا برداشت آنها از مصادر اسلامی بسیار سطحی و ساده اندیشی است.

ضعف عموم دانش علمای افغانستان از سیاست سبب شده است تا این کشور معمولا به مراجع دینی عثمانی های ترکیه، الازهر و عربستان اتکا کند. چنانچه امروز تاریخ برگزاری مراسم روزه ماه مبارک رمضان وعیدها طبق اعلان حکومت عربستان تعیین میشود. نبود مدارس دینی با نصاب تعلیمی مناسب سبب مشود که محصلین علوم اسلامی به مصر، مالیزیا، عربستان، پاکستان وسائر کشورهای اسلامی مراجعه کنند. این خود نشان میدهد که مدارس علوم اسلامی و نصاب تعلیمی علوم دینی در افغانستان نیاز به تقویت و بازنگری دارد.

در نتیجه این حالت به یک حالت باخت – باخت برای علمای اسلام و جامعه افغانستان تبدیل شد. ملت افغانستان در حالی به دین عشق میورزند که سطح دانش و  درک عموم معمولا از دین در پایین ترین سطح قرار دارد و بسیار ناچیز تر از سطح دانش دینی کشورهای همسایه است. علاوه برین، حکومتها نیز به دین توجه نداشته اند. بطور مثال هیچ حکومتی اقدام به اعمار مساجد؛ مدارس دینی ننموده است و هیچ یک از میدان های هوایی افغانستان مسجد ندارد. مضامین علوم دینی بصورت درست تدریس نمیشود.

علمای دین در میدان سیاست

در طول سه قرن گذشته سرنوشت حکومتها اغلبا توسط علمای دین رقم خورده است. جنگها علیه انگلیس و سپس علیه اتحاد جماهیر شوروی به فتوای علما آغاز شد، اما به دلائل فوق در هر دو مرحله به جنگ های خونین داخلی منجر شد.

از طرف دیگر؛ محصلین تحصیل کرده خارج از کشور نمیتوانند سیاست داخلی افغانستان را دقیق درک کنند بالخصوص که حکومتهای افغانستان همواره از فساد رنج میرده است. علاوه برین، افغانها همواره قضیه افغانستان را خارج از چهارجوب جهان اسلام و مفهوم “امت اسلامی” تعریف و معمولا متکی به کشورهای غربی، اتحاد جماهیر شوروی و اخیرا ایران بوده است.

ادامه دارد..

 

ارسال دیدگاه