نکاتی مهم در تربیت فرزند

در تعلیمات اسلامی، فرزندان امانت‌های الهی هستند و رسیدگی به این امانت‌ها بر عهده پدر و مادر واگذار شده است.همان‌گونه که تغذیه صحیح و کامل، حفظ صحت، مراقبت از سلامت جسمانی کودک و…وظیفه والدین است، تربیت و حفظ و نگهداری روح پاک و خدایی آنان و ایجاد مصونیت در برابر هجوم شیطان‌های ظاهری و باطنی و انتقال فرهنگ صحیح الهی به آنها نیز وظیفه‌ای به مراتب سنگین‌تر برای پدران و مادران است.
والدین همچنان که می‌کوشند به فرزندانشان ایستادن، راه رفتن، سخن گفتن، دفاع از خود و…را بیاموزند، باید آنها را بر اساس تربیت صحیح در راه کمال قرار دهند و روح خداجویی و ایثار و گذشت و فداکاری و ادب و وفا و وظیفه شناسی و حفظ حریم دیگران و صدها امر تربیتی دیگر را در آنها زنده کنند.
پدران و مادران باید با تربیت صحیح الهی بهترین یادگارهای ممکن را به جامعه عرضه کنند تا در برابر خداوند سربلند باشند.از این رو در احکام اسلامی صدها دستور تربیتی به چشم می‌خورد.در نظام حقوقی اسلام نیز فرزندان حقوق معینی دارند که باید رعایت شود.

نقش بازی در تربیت فرزند 
امروزه در روانشناسی کودک می گویند: “با بچه باید بچه بود”.
تأکید دیگر دین بر این است که نباید در زمان کودکی از بچه ها کارهای بزرگترها را توقع داشت، بچه باید بچگی کند و بازی نماید.لذا بچه تا هفت سالگی در منزل امیر به حساب آمده است و در نوجوانی وزیر و یاور پدر و مادر.
اگر در غالب بازی های کودکانه و با نرمی لازم، تعالیم دینی به آنان آموخته شود علاوه بر اینکه جاذب و جالب است و دافعه ندارد پایدار هم خواهد ماند.آنچه را کودک با حلاوت می آموزد بهتر در ذهن می سپارد؛ جلوگیری از بازیهای کودکانه کودک مایه عقده های درونی می گردد و در بزرگی آثار سوئی به دنبال میآورد.
نقش اقتدار در تربیت
در مسائل تربیتی نکات فراوانی نهفته است که باید از هر کدام به موقع و به اندازه استفاده نمود تا به موفقیت کامل دستیابی پیدا کرد.
یکی از مسائل مهم در تربیت، حفظ اقتدار مربی است، مربی در عین محبت و صفا و یکرنگی و در کمال دلسوزی و ایثار و گذشت باید مسیر تربیت را طی کند و شخص تحت تربیت خود را در پیچ و خم مسائل تربیتی یاری دهد، ولی این بمعنی تساهل و تسامح دائم نیست.
گرچه خود این دو اهرم نیز در جایگاه خود مؤثّر و کارآمدند، ولی مربی باید از اصل اساسی اقتدار نیز غافل نماند، مخصوصاً برای تربیت روحهای بازیگوش و سرکش، حفظ اقتدار و لازم است وگرنه مربی را آلت دست قرار میدهند و آنرا به این سو و آن سو میکشند و کار تربیتی را بی اثر میسازند.
البته یابد متوجه بود که اقتدار را نباید با خشونت اشتباه گرفت.
بسیارند انسانهای مقتدری که بدون ذره ای خشونت، بار سنگین تربیت را به مقصد میرسانند و هستند افرادی که با کمال خشونتی که اعمال میکنند از اقتدار لازم برخوردار نمی باشند.

نقش والدین در تربیت 
خداوند متعال هر کودکی را با فطرت پاک توحیدی می آفریند اما زمینه های تربیتی و خصلت های فردی کودکان کاملاً با یکدیگر متفاوت است.یکی از بزرگترین عوامل زمینه‌سازی رشد اخلاقی کودکان جنبه‌های ارثی است که از پدر و مادر و یا اجداد خود می گیرند.
آیا پدری که با افکار پریشان و مضطرب به خانه می‌آید و با تندخویی و بدخلقی با همسر خود برخورد می کند و خانه را که کانون محبت است به میدان کارزاری وحشت‌زا تبدیل می‌کند در مقایسه با پدری که از آرامش کامل مذهبی برخوردار است و افکار و اندیشه هایش تماماً در مسائل انسانی و عاطفی چرخ می‌زند و مراقب قلب و چشم و گوش خویشتن است، با هم تفاوت ندارند.و نیز آیا مادری هرزه و بی‌بندوبار با مادری عفیف و باتقوی یکی است و در دامان هر دو، یک پرورش صورت می‌گیرد؟!
واضح است که بسیاری از برجستگی های اخلاقی یا سقوط جنبه‌های روانی به تقوی و طهارت یا به بی قیدی و ناپاکی پدر و مادر بستگی دارد.
لذا در آیین مبین اسلام تأکید فراوان شده که از خانواده های متقی و اصیل همسر اختیار کنید و نیز دختران خود را به جوانان با تقوی و پاکدل بدهید، و یکی از دلایل اصلی این توصیه، اهمّیّت وجود زمینه‌های سالم برای تربیت صحیح فرزندان است.

رقابت صحیح در تربیت

در مسائل تربیتی نکات فراوانی قابل دقت است.
یکی از اصول مهم تربیتی ایجاد فضای رقابت سالم و تشویق انسانها به رقابت صحیح میباشد، رقابت صحیح و سالم آن است که شما نمونه های موفّقی را برای دیگری معرفی مینمائید و محورها و رموز موفقیت وی را بر میشمارید و از او میخواهید که در میدان کسب کمالات از هم ردیفان خود عقب نماند و بدین سان شخص را در میدان مسابقه کسب کمالات وارد میسازید.
البته رقابت غلط، منفی است رقابت غلط آن است که هر انسان تلاش کند موفقیت دیگری را انکار نموده یا کمرنگ جلوه دهد یا جلویش را بگیرد تا خود موفّق جلوه کند.
این کار صحیح نیست و سوزنده میباشد.رقابت صحیح آن است که انسان ضمن تقدیر و بزرگداشت صاحب موفقیت، برای بدست آوردن نمونه های موفق وی، تلاش خود را بکار گیرد تا همچون او موفق شود، نه اینکه او را در میدان مسابقه به زمین بزند.
پدران و مادران و مربّیان میتوانند با ایجاد رقابت صحیح، فرزندان و افراد تحت تربیت خود را به صحنه جدیّت بکشانند.
منابع:  متعدد

ارسال دیدگاه