علامه محمد اقبال لاهوری.. دوستدار افغانستان

آسیا یک پیکر آب و گل است

ملت افغان در آن پیکر دل است

از فساد او فساد آسیا

در گشاد او گشاد آسیا.. شعری از علامه محمد اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری شاعر، فیلسوف، سیاستمدار و متفکر مسلمان در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت هند (فعلا پنجاب پاکستان) در یک خانواده سنی مذهب به دنیا آمد. پدرش تاجر بود و اجدادش همه از برهمنان کشمیر بودند که در قرن هفدهم به دین اسلام مشرف گشتند.

محمد اقبال تحصیلات خود را با قرآن در یکی از مساجد زادگاهش شروع کرد و بعد از اتمام دوره مکتب برای گذران دوره‌های ابتدائی و متوسطه به کالج رفت.

وی در کالج مورد توجه یکی از معلمانش به نام مولانا میر حسین قرار گرفت. ذوق و استعداد شاعری وی تا جائی معلمش را تحت تاثیر قرار داد که وی هر چند مخالف با شعر گفتن جوانان بود، خودش اقبال را تشویق به سرودن کرد.

اقبال لاهوری سروده‌های خود را در ابتدا جهت اصلاح به داغ دهلوی تسلیم می‌نمود. داغ دهلوی نیز پس از مدتی اعتراف کرد که اشعار اقبال نیاز به تصحیح نداشته و از داشتن چنین شاگردی فخر و مباهات می‌کرد.

وی پس از اتمام دوره کالج، در رشته فلسفه دانشگاه لاهور ادامه تحصیل داد و با اتمام دوره فوق لیسانس از دانشگاه پنجاب با رتبه اول، عهده‌دار تدریس در رشته‌های تاریخ، فلسفه و علوم در همان دانشگاه شد.

اما فعالیت وی و ذوق و قریحه‌اش فقط در عالم شعر و شاعری و فلسفه محدود نبود بلکه در عالم اقتصاد نیز حرفی برای گفتن داشت، تا جائیکه در سال ۱۹۰۱ میلادی کتابی در همین زمینه به زبان اردو نوشت.

وی پس از مدتی جهت تکمیل تحصیلاتش راهی اروپا گردیده که این سفر علمی تاثیر زیادی بر افکارش به جای گزارد. در دانشگاه کمبریج نیز فلسفه را ادامه دارد و در آنجا با یکی از پیروان هگل به نام مک تیگارت ملاقاتی انجام داد، همچنین فرصت آشنایی با پروفسور براون و نیکلسون را پیدا کرد.

اقبال پس از کسب درجه فلسفه اخلاق در دانشگاه کمبریج راهی دانشگاه مونیخ آلمان گردیده و با ارائه پایان نامه خود تحت عنوان سیر در فلسفه در ایران موفق به دریافت درجه دکتری گردید. ایشان مدتی نیز به جای پروفسور آرنلد در دانشگاه لندن، به تدریس زبان و ادبیان فارسی پرداخت. ظاهرا در اواخر اقامتش در لندن، قصد ترک شعر و شاعری داشت که دوستانش مانند سرعبدالقادر و همچنین آرنلد مانع از این کار او شدند.

علاوه بر تخصصات ذکر شده، وی در اروپا در زمینه زبان ادبیات فارسی نیز به مطالعاتی دست زد که بعدا این زبان را به عنوان زبان شعری خود برگزید. همچنین از جمله تحولات مهمی که در زندگی اقبال در اروپا تبدیل وی از یک شاعر وطنی به یک شاعر ملی اسلامی بود که کتاب بانگ درا شاهد خوبی بر این مدعاست.

علامه اقبال پس از بازگشت به هندوستان (که هنوز به دو کشور مستقل هند و پاکستان تجزیه نشده بود) در سال ۱۹۰۸ میلادی به سمت رئیس بخش فلسفه دانشکده دولتی لاهور انتخاب گردیده و علاوه بر تدریس، اجازه وکالت نیز کسب نموده اما پس از چندی، فقط شغل وکالت را ادامه داده و از تدریس دست کشید.

اقبال در سال ۱۹۲۶ میلادی، به عضویت مجلس قانونگذاری انتخاب شد. وضعیت زندگی ناگوار مردم و اختلافات در آن زمان و عشق به آزادی، اقبال را به سوی حرکتهای سیاسی سوق داد تا جائیکه اقبال پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان را در جلسه سالیانه حزب مسلم‌بیگ در الله آباد را داد.

همچنین اقبال نمایندگی مردم مسلمان شبه قاره را در اولین موتمر اسلامی فلسطین در بیت المقدس را داشته. ایشان در بازگشت از کنفرانسی در لندن از اسپانیا و مسجد قرطبه دیدن کرد که دیدار از این مسجد تاثیر زیادی در روحیه وی به جای گذارد در منظومه‌ای آن را بیان داشت. علامه اقبال از افغانستان نیز دیدار کرده و به زیارت مزار حکیم ثنائی موفق گردید و در وصف افغانستان شعری مشهور سرایید.

در اواخر عمر نیز یعنی به سال ۱۹۳۳ از دانشگاه پنجاب موفق به دریافت دکتری افتخاری گردید.

سرانجام علامه اقبال لاهوری به دنبال تنگی نفس و ضعف قلبی که مبتلا گشته بود در سال ۱۳۱۷ دارفانی را وداع گفت.

محمد اقبال لاهوری اشعار زیادی به زبانهای فارسی و اردو سروده‌است.

اقبال یکی از نامورترین و سرشناس‌ترین شاعران زبان فارسی است که نظیر شاعر بزرگی همانند بیدل دهلوی پذیرش ویژه‌ای در تمام کشورهای فارسی زبان است.

از کل ۱۲ هزار بیت شعری که توسط اقبال سروده شده‌است ۷ هزار بیت آن فارسی است..

فعالیت‌های سیاسی

اقبال نخستین کسی بود که ایدهٔ یک کشور مستقل را برای مسلمانان هند مطرح کرد که در نهایت منجر به ایجاد کشور پاکستان شد. اقبال در این کشور به طور رسمی “شاعر ملی” خوانده می‌شود.

اقبال در دوران جنگ جهانی اول در خلافت که جنبشی اسلامی بر ضد استعمار بریتانیا بود، عضویت داشت. وی با مولانا محمد علی و محمد علی جناج (بنیانگذار پاکستان) همکاری نزدیک داشت. وی در سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور داشت اما از آنجا که گمان می‌کرد در این مجلس اکثریت با هندوها است پس از انتخابات ۱۹۲۶ وارد شورای قانونگذاری پنجاب شد که شورایی اسلامی‌بود و در لاهور قرار داشت. در این شورا وی از پیش‌نویس قانون اساسی که محمد عی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان نوشته بود حمایت کرد. اقبال در ۱۹۳۰ به عنوان رئیس اتحادیه مسلمانان در الله اباد و سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.

چهرهٔ بین المللی اقبال

اقبال همواره کوشیده‌است که مردم را آگاه کرده و از بند استعمار برهاند؛ ازاین رو نگاهی ژرف به کشورهای استعمارشدهٔ اسلامی پیرامون خود داشت و با نظر به ویژگی‌های سیاسی آن زمان واندیشه‌های اسلامی، او پذیرش ویژه‌ای پیدا کرد. دلیل دیگر چهرهٔ فرامرزی وی را می‌توان در پیوستگی فرهنگی و تاریخی و مذهبی کشورش با برخی کشورهای همسایه مانند افغانستان دانست.

اقبال و فلسفه

اقبال یکی از فیلسوفان بزرگ اسلام است که منبع فکرشان با قرآن ارتباط دارد. اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاری‌ها از اعتماد به یونانی‌ها ناشی شده‌است. از نظر وی از آن‌جا که روح قرآن به امور عینی توجه داشت و فلسفهٔ یونانی به امور نظری می‌پرداخت، کوشش مسلمانان برای فهم قرآن از منظر تعالیم یونانی محکوم به شکست است.

در حالیکه در حوزه زبانی اردو از او به عنوان شاعری بزرگ یاد می‌شود ولی باور عمومی بر اینست که اشعار اردوی اقبال نسبت به آثار اولیه فارسی او ضعیفترند و الهام‌بخشی، نیرو و سبک لازم را دارا نیستند.

آثار

ناله یتیم نخستین اثر اقبال بود. وی آن را در سال ۱۸۹۹ در جلسه سالیانه انجمن حمایت‌الاسلام در لاهور خواند. آثار اقبال به طور کلی عبارت‌اند از:

  • علم‌الاقتصاد: نخستین کتاب دربارهٔ اقتصاد به زبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور
  • تاریخ هند
  • اسرار خودی(فارسی)
  • رموز بیخودی(فارسی)
  • پیام مشرق (فارسی)
  • بانگ دارا (اردو)
  • زبور عجم((فارسی)
  • جاویدنامه(فارسی)
  • پس چه باید کرد ای اقوام شرق (فارسی)
  • احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)
  • توسعهٔ (سیر) حکمت در ایران (انگلیسی)
  • مثنوی مسافر
  • بال جبرئیل
  • ضرب کلیم
  • ارمغان حجاز
  • یادداشت‌های پراکنده

نمونهٔ اشعار

آسیا یک پیکر آب و گل است

ملت افغان در آن پیکر دل است

از فساد او فساد آسیا

در گشاد او گشاد آسیا

تا دل آزاد است آزاد است تن

ورنه کاهی در ره باد است تن

همچو تن پابند آئین است دل

مرده از کین زنده از دین است دل

قوت دین از مقام وحدت است

وحدت ار مشهود گردد ملت است

شرق را از خود برد تقلید غرب

باید این اقوام را تنقید غرب

قوت مغرب نه از چنگ و رباب

نی ز رقص دختران بی حجاب

نی ز سحر ساحران لاله روست

نی ز عریان ساق و نی از قطع موست

محکمی او را نه از لادینی است

نی فروغش از خط لاتینی است

قوت افرنگ از علم و فن است

از همین آتش چراغش روشن است

منابع با تصرف و اختصار:

  1. (Pakistan Times (November
  2. The Reconstruction of Religious Thought in Islam
  3. انگلیسی Development of Metaphysics in Persia
  • گفته‌های رومی و اقبال

 

 

ارسال دیدگاه