آموزش صداقت برای کودکان

صداقت چیست؟

صداقت یعنی، حقیقت‌گوئی؛ یعنی گفتن آن‌چه که رخ داده است؛ یعنی، درستی با خود؛ یعنی، مقابله با اشتباه‌های خود؛ یعنی، صحبت کردن درباره آن‌چه که فکر می‌کنیم و عمل‌کردن به آن‌چه که می‌گوئیم؛ تا حدی که هیچ تناقض و دوگانگی بین افکار، رفتار و کلمات ما وجود نداشته باشد.

صداقت یعنی صافی؛ یعنی ظاهر و باطن فرد یکی باشد.

صداقت یعنی راستی؛ یعنی پرهیز از دروغ حتی اگر به نفع ما باشد.

صداقت یعنی پرهیز از ریا؛ یعنی عملی را برای تظاهر انجام ندهیم.

صداقت یعنی پرهیز از تملق؛ یعنی برای خوشحالی کسی نه حرفی بزنیم و نه کاری بکنیم.

صداقت یعنی کمک به آشکار شدن حقیقت؛ یعنی جلوی آشکار شدن حقیقت را نگیریم.

صداقت داشتن یعنی، عدم دوروئی، ریاکاری و رفتارهای ساختگی‌ای که موجب بی‌اعتمادی نسبت به خود و دیگران می‌شود.

صداقت داشتن در زندگی موجب استحکام و دوام روابط بین افراد می‌شود؛ زیرا فرد هم چون آینه‌ای شفاف آن‌چه را که در درون خود دارد، منعکس می‌سازد.

با تشویق کودکان به راست گوئی، صداقت را در آنها پرورش دهید.

آموزش صداقت به کودکان نیازمند صرف وقت و حوصله است. فراگیری هر مهارتی اگر از سال‌های دوران خوردسالی و کودکی آغاز شود تأثیری دو چندان بر زندگی او خواهد گذاشت.

والدین می‌توانند با تشویق کودکان به راست گوئی و گفتن آن‌چه که واقعاً دیده‌اند، صداقت را در آنها پرورش دهند.

مطمئنیم دوست دارید فرزندتان صادق باشد تا اینکه تقلب کند، دروغ بگوید، پنهان کاری یا دزدی کند. اما بهترین راهکار برای آموزش صداقت به فرزندانتان چیست؟

ممکن است بعضی از والدین تصور کنند که دروغ گفتن در ذات بچه است و این وظیفه والدین است که برای اینکه جلو عادت شدن آن را بگیرند، آنها را برای دروغگویی شان تنبیه کنند. واقعیت این است که خیلی وقت ها خود والدین زمینه را برای دروغگویی فرزندشان ایجاد می کنند.

این آن اشتباهی است که والدین مرتکب می شوند: آنها با عصبانیت و تهدید با فرزندانشان روبه رو شده و آنها را متهم میکنند. اگر خشن برخورد کرده و بخواهید تنبیه شان کنید، از اینکه واقعیت را به شما بگویند میترسند. اگر احساس امنیت کنند، صادق خواهند بود. پس با آنها با ملایمت رفتار کرده و بر صداقتشان تاکید کنید.

در زیر به نمونه هایی اشاره میکنیم تا منظورمان را بهتر متوجه شوید. تصور کنید که متوجه شده اید که پسر ده ساله تان از یک دوکانساجق دزدیده است. دو داستان مختلف برایتان مطرح میکنیم.

الف:
مادر: (با عصبانیت) ای ساجق ره از کجا آوردی؟

فرزند: د کیسه پیرهن خود پیدا کردم.

مادر: از دوکان دزدیدی؟

فرزند: نه، مه دزدی نکردیم!

مادر: ولی مه میفهمم که این کاره ره کردی. خواهرت گفت که دیده وقتی ای کار را کردی. حالی هم هی به مه دروغ میگی.

فرزند: نه خواهرمه دروغ میگه. مه دزدی نکردیم.

مادر: پس از کجا آوردی؟ با دروغی که گفتی دو بار تنبیه میشی.

ب:
مادر: د دهانت ساجق است، مه خو ای ره بریت نخریدیم، خواهرت میگه که دیده که او ره از دوکان گرفتی.

فرزند: (به پایین نگاه میکند)

مادر: مه اصلاً از خبرچینی کردن خوشم نمی آید، به خواهرت هم این گپ ره گفتم. اما خیلی مهم هست که چیزی از جایی بدون اجازه برنداری. این هم  خیلی مهم هست که هیچوقت به همدیگر دروغ نگوییم. میفهمی که ما یک خانواده هستیم و صادق بودن تو بری تمام خانواده خیلی مهم است. تو باید به مه اعتماد کنی و مه هم به تو اعتماد کنم.

فرزند: ببخشید، یکدفعه ای شد. اشتباه کردم. معذرت میخواهم.

مادر: میفهمم عزیزم. شاید شیطان تو ره فریب داده . اما مه به تو افتخار میکنم که راست گفتی. ای کار سختی هست اما چاره نیست. حالا بیا با هم به دوکان بریم تا ساجق را پس بدیم.

در داستان اول، مادر فرزند خودش را مجبور به دروغ گفتن می کند و در چنین مواردی، بیشتر افراد انکار میکنند و حالت دفاعی به خودشان میگیرند چون صادق بودن به ضررشان تمام خواهد شد. در داستان دوم، مادر خیلی روراست موضوع را با پسرش مطرح میکند و طوری رفتار میکند که می داند فرزندش چه کرده است. حالا میتواند روی اهمیت صداقت بعنوان یک ارزش خانوادگی تاکید کند و برای فرزندش توضیح دهد که درک میکند و به او درس صداقت بدهد.

برای هر کسی در هر سنی صادق بودن شجاعت میخواهد،بنابراین این وظیفه والدین است که به فرزندانشان آموزش دهند که برای گفتن حقیقت شجاع باشند.

با فرزندانتان درمورد ارزش صداقت در خانواده تان صحبت کنید.

در زیر به سه نکته اشاره میکنیم که کمکتان میکند صداقت را به فرزندانتان آموزش دهید:

۱. از خیلی کوچکی، با فرزندانتان درمورد ارزش صداقت در خانواده تان صحبت کنید. به آنها بگویید که این برای همه شما خیلی مهم است که بتوانید همیشه روی همدیگر برای شنیدن حقیقت، حتی اگر سخت باشد، حساب کنید. اگر بین والدین و بچه ها صداقت نباشد، اعتماد و نزدیکی در خانواده وجود نخواهد داشت. صداقت پایه و اساس روابط خانوادگی و اعتماد و احترام متقابل است. به فرزندانتان بگویید که برای حمایت و دفاع از آنها هر کاری از دستتان برآید انجام میدهید، حتی برایشان میجنگید اما اگر بفهمید که به شما دروغ گفته اند، رابطه تان به کلی تغییر خواهد کرد. وقتی اعتماد از بین برود، زمان زیادی میخواهد تا دوباره ایجاد شود.

۲. نه تنها در کلماتتان بلکه در سبک زندگیتان هم برای فرزندانتان الگوی صداقت باشید. اگر خودتان با فرزندانتان صادق نباشید، نمیتوانید از آنها انتظار داشته باشید که حقیقت را به شما بگویند. در واکنش به سوالاتی که میپرسند، سعی کنید به جای دروغ گفتن، توضیح مختصری بدهید و در حد سنشان پاسخ دهید. اما اگر به آنها دروغ بگویید، وقتی گفتن حقیقت برایتان خجالت آور است، نمیتوانید از آنها توقع داشته باشید که وقتی برایشان سخت است، راستش را بگویند. بدیهی است که هم والدین و هم فرزندان میتوانند برای خودشان زندگی خصوصی داشته باشند و برای در میان گذاشتن جزئیات خصوصی زندگیتان، مسائل مربوط به گذشته که هنوز با آنها درگیر هستید یا هر چیز دیگری که از آن واهمه دارید، باید مرز تعیین کنید. هدفتان باید ایجاد محیطی آزاد باشد که هیچ پنهان کاری وجود نداشته و همه برای گفتن حقیقت احساس راحتی کنند.

۳. به آنها نشان دهید که تاکیدتان بیشتر بر صداقت آنهاست تا بر تنبیه آنها بخاطر بی صداقتی شان. بله میتوانید برای دروغ فرزندتان عواقبی در نظر بگیرید اما لازم است که برایشان توضیح دهید که راستگویی شان هم فوایدی برایشان خواهد داشت. اگر بخواهید به زور تهدید و تنبیه حرف راست را از دهان آنها بیرون بکشید، مطمئن باشید که دفعه بعدی حقیقت را نخواهند گفت. اگر هنوز لازم میدانید که باوجود گفتن حقیقت، تنبیهی برایشان در نظر بگیرید، اینکار را با دقت و ملایمت انجام دهید و با وجود آن تنبیه، از صداقتشان تشکر کنید.

همه آدمها توانایی صادق بودن را دارند اما اگر این کار را تمرین نکنید، هم شما و هم فرزندتان عادت خواهید کرد که قسمتی از حقیقت را بپوشانید و چون راحت تر است خیلی وقت ها دروغ های مصلحتی بگویید. شما بعنوان پدر یا مادر فرصت دارید که به فرزندانتان کمک کنید صداقت را یاد بگیرند. هیچوقت استانداردهایتان را پایین نیاورید اما باید درک کنید که آنها نمی توانند همیشه عالی باشند.

منبع (با اندک تصرف) Source: mardoman.net

تهیه و ترتیب: ا. ج  قاری زاده

 

ارسال دیدگاه