کتابی که پادشاهان در جستجویش بودند (قسمت سوم)

.. بازگرد و یک هفته به استراحت بپرداز. برزویه نیز بازگشت و در جوار پادشاه به استراحت پرداخت تا خستگی راه و انجام این کار رنج آور از تنش بیرون رود. چون یک هفته گذشت، پادشاه دانشمندان و اشراف و خردمندان را به حضور خود طلبید و برزویه را حاضر کرد و از او خواست که مضمون کلی و خلاصه از کتاب را بازگو کند تا تمام حاضران بشنوند. هنگامی که برزویه از سرگذشت خود و سختی های که کشیده بود و همچنین متن کتاب سخن گفت، همه آن جمع خیره و متحیر شدند و برزویه را تحسین کردند، به او آفرین و بخاطر موفقیت برزویه و به چنگ آوردن چنین کتاب ارزشمندی خداوند را شاکر بودند.

پس از آن پادشاه دستور داد که درب خزینه و گنجینه های پادشاهی را باز کنند و به برزویه دستور داد که به گنجینه ها داخل شود و بدون هیچ پرهیزی هر مقدار که میخواهد از سکه ها وجواهرات آنجا برای خود بردارد.

برزویه به پادشاه ادای احترام کرد و گفت: کردار نیکو و صداقت پادشاه سبب شده که من از هر گونه مال و ثروت بی نیاز باشم. چه مقدار مال و ثروت میتواند با بنده نوازی پادشاه برابری کند؟ البته که هیچ مالی نمیتواند. چون پذیرش هدایای شما سبب رضائیت و خوشحالی تان میشود، من برای نگهداشتن حرمت و افتخار شما، از گنجینه جامه ها یک تخته پارچه که برای لباس پادشاهی میباشد، برخواهم داشت.

برزویه در ادامه گفت: اگر من درین راه سختی های دیدم و روزگار من با ترس و  وحشت گذشت، به امید رضائیت کامل پادشاه سرزمینم آنها را آسان میگرفتم و احساس رنجش نمیکردم..

انوشیروان گفت: هر خواسته داشته باشی براورده خواهد شد. حتی اگر در پادشاهی این کشور پهناور بخواهی با من شریک باشی، من آنرا خواهم پذیرفت. خواسته ات را بدون هیچ هراسی بازگو کن.

برزویه گفت: از پادشاه خواستارم تا به بزرگمر دستور بفرماید تا بابی جداگانه درین کتاب به نام من درج کند. میخواهم آن باب شامل شرح حال من باشد و درآن به حرفه و نسب و مذهب من پرداخته شده باشد.

پادشاه و همه حاضران از شنیدن گفتار برزویه تعجب کردند و در شگفت شدند. بخردمندی و عقل کامل برزویه مطمئن شدند. جمله همه حاضران درین اندیشه بودند که برزویه لائق چنین چیزی است و سزاوار که به خواسته او عملی شود.

بزرگمهر را حاضر کردند و پادشاه به او گفت: تو حرفها و پند و اندرزهای برزویه را شنیدی و از خلوص نیت او آگاهی پیدا کردی. همچنین از کار خطرناک که به دستور ما انجام داده آگاهی داری.. خواسته و هدف او اینست که درین کتاب به نام او بابی جداگانه نوشته شود. بگونه که تمام شرح حال او از روز تولد تا زمانی که به هند رفت و از آنجا باز گشت و به حضور ما رسید، در آن نوشته شده باشد. من به تو دستور انجام این کار  را میدهم.

ادامه دارد..

ارسال دیدگاه